دربارهی این فتوبلاگ
از سال ۸۴، به صورت تجربی عکاسی را آغاز کردم. هنوز در زمینهی خاصی متمرکز نشدهام و از هر چیزی که در اطرافم زیبا بنماید، عکس میگیرم.
نه جای ماندن است
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب
وقت رفتن است
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب
روزمرگی
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
اگر دقیقتر نگاهی به اطرافمان باندازیم، خیلی چیزها را میتوانیم ببینیم که در اثر
روزمرگی، مورد بیتوجهی واقع میشوند. به خصوص در ادبیات خیلی واژهها در اثر
روزمرگی، یا معنای خود را از دست دادهاند و یا جنبهی زیبایی شناسانهی آنها از
بین رفته است. مثلا «لوبیا چشم بلبلی» یک تشبیه خیلی زیباست. ولی در زندگی روزمره،
اصلا به این زیبایی توجهی نمیشود.
امروز در سایت عکاسی، دوستی در زیر عکس دوستی دیگر، چنین جملاتی را نگاشته بود:
عکاسی یعنی نگاه از زاویه غیر منتظره یعنی از شکل اندازی یعنی از روزمرگی اسطوره
ساختن
این برای من خیلی جذاب بود؛ و به میزان زیادی آشفتگیهای ذهنی من را سامان بخشید.
عکاس (و حتی به معنای عام، هنرمند) چنین میکند. هنرمند حساس است. اسیر روزمرگیها
نمیشود. و همین، آغاز خلق یک اثر اعجاب برانگیز میشود. احتمالا در مسابقات عکاسی
دیدهاید که عکسهایی که رتبههای نخست را کسب میکنند، غالبا عکسهای بسیار
سادهای هستند. گاهی همین سادگی، عکاسی را در ذهن عوام، مسخره جلوه میدهد. ولی
ویژگی اصلی این آثار، همین شکستن روزمرگیهاست.
اساسا همین مساله باعث میشود یک شاعر از یک سوژهی خیلی ساده، مفهومی عمیق را به
خواننده منتقل کند. زیرا شاعر اسیر روزمرگیهای این سوژهها نمیشود.
|
نشانی ثابت این مطلب
دور باید شد
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب
49
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب
ساحل
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب
شادم که میگذرد...
دستهبندی: | تاریخ ارسال:
این روزها که میگذرد
شادم
این روزها که میگذرد
شادم
که میگذرد
این روزها
شادم
که میگذرد...
(قیصر امینپور)
مطلب کامل |
|
نشانی ثابت این مطلب